در اين موقعيت جنگ ما جنگ اسلام و كفر است و هر لحظه غفلت خيانت به پيامبر اكرم (ص) و امام زمان (ع) و پشت پا زدن به خون شهداست. شهيد حسن باقري

آخرين مطالب ارسالي
»عکس کمتر دیده شده از شهید بزرگوار
»در سوگ مادر.....
»اگه.....
»دو رکعت نماز...
»کسی که به جبهه میاد..........
»هدیه پسر به مادر
»باران خمپاره!!
»تواضع...
»اثبات لیاقت (2)
»اثبات لیاقت
»خرمشهر
»100% شناسايي 100% موفقيت
»از غلامحسين افشردي تا حسن باقري (بخش 2 )
»امام خامنه اي : نوروز هم حقيقتي است.....
»از غلامحسين افشردي تا حسن باقري (بخش 1 )




لينک مطلب
 توسط دلسوخته در سه شنبه 24 دی1392 ساعت 15:28

  مهدی جان!

موکول می کنم گله هجر را به جمعه ای دگر ؛

 این روزها حال مادرتان رو براه نیست.....



 شهادت بی بی تسلیت باد...


" اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم "




لينک مطلب
 توسط دلسوخته در جمعه 23 فروردین1392 ساعت 20:21

به رضايي و باقري گفتم :

« نوارهايي که داديم تا مکالمات بي سيم فرمانده ها را ضبط کنند ، پس ندادند.

مي گن محرمانه ست. خب نيت ما ثبت لحظه لحظه ي جنگه .»

حسن همان موقع گفت :

« اگه اينا مورد اطمينان اند ، چرا اين کار را نکنن؟»

از آن روز به بعد ، اسناد و مدارک و نقشه ها را بعد از هر عمليات مي گرفتيم .



" اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم "




لينک مطلب
 توسط دلسوخته در سه شنبه 29 اسفند1391 ساعت 0:28

اگر بين بسيجي ها حرفي مي شد مي گفت :

 « براي اين حرف ها به هم تهمت نزنيد.

اين تهمت ها فردا باعث تهمت هاي بزرگتري مي شه.

اگه از دست هم ناراحت شديد،دوركعت نماز بخوانيد بگوييد :

 خدايا اين بنده ي تو حواسش نبود من گذشتم تو هم ازش بگذر .

اين طوري مهر و محبت زياد مي شه.

اون وقت با اين نيروها ميشه عمليات كرد.»

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



لينک مطلب
 توسط دلسوخته در شنبه 21 بهمن1391 ساعت 22:44

سوار بلیزر بودیم ، می رفتیم خط . عراقی ها همه جا را میکوبیدند .

صدای اذان را که شنید گفت : " نگه دار نماز بخونیم . "

گفتیم : " توپ و خمپاره میاد ، خطر داره . "




گفت : " کسی که جبهه میاد ، نماز اول وقت رو نباید ترک کنه ."


« اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم »



لينک مطلب
 توسط دلسوخته در پنجشنبه 28 دی1391 ساعت 21:54

مادر سردار شهيد «حسن باقري» گفت:

بهترين و گران‌ترين هديه‌اي كه شهيد باقري به من داد،

شهادتش در راه اسلام و دين است

كه موجب فخر من در دنيا و آخرت شد.


كبري افشردي بهروز در خصوص جايگاه و نقش مادر از ديدگاه

سردار شهيد «حسن باقري» اظهار داشت:

شهيد باقري معتقد بود مادر و زن در مظام آفرينش

 مقام معنوي بسيار والايي دارد
و

هميشه از من مي‌خواست برايش دعا كنم.


وي بيان داشت:

 بهترين و گران‌ترين هديه‌اي كه شهيد باقري به من داده،


شهادتش در راه اسلام و دين است

 كه موجب فخر من در دنيا و آخرت شد.


مادر شهيد باقري گفت: او بسيار به من احترام مي‌گذاشت و

 هيچ زماني پيش نيامد كه از گفته‌ها و خواسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي

من و پدرش سر‌پيچي كند.


افشردي با بيان اينكه آن طور كه بايد و شايد فرزندم را نشناختم،

افزود: كساني كه در 29 ماه جنگ در كنار وي بودند و با او كار كردند،

غلامحسين را خوب شناختند كه گفتند او يك نابغه بود.

مادر شهيد باقري اظهار كرد:

 غلامحسين فرزند رئوف و مهربان و دلسوز خانواده بود


 كه براي ايجاد فضاي دوستي و يكرنگي در خانواده پيش‌قدم بود؛

و هر وقت مشكلي براي خواهر يا برادرش پيش مي‌آمد

 غلامحسين هميشه پيش قدم بود.

وي گفت: شهيد باقري همه چيز را از خدا مي‌دانست

و همه كلامش توكل كردن بر خدا بود؛ مي‌گفت ما كاره‌اي نيستيم

 و تكيه كلامش هم آيه «و مارميت اذ رميت و لكن‌ الله رمي» بود.

مادر شهيد باقري خاطرنشان كرد:

 شهيد باقري به شدت علاقه‌مند به امام خميني (ره) بود

و سفارش اصلي‌اش به ما اين بود كه مدافع ولايت باشيد.


" اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم "




لينک مطلب
 توسط دلسوخته در پنجشنبه 23 آذر1391 ساعت 22:58

اولین بار بود کنارم خمپاره منفجر میشد . همه از ماشین پریدیم بیرون .
 
حسن گفت : " رودخونه رو بگیرید و برید عقب ،

 من میرم ماشینو بیارم ."

تانک های عراقی رو قشنگ می دیدیم.

حسن فرز پرید پشت فرمان و دور زد ،

گلوله های توپ و خمپاره بود که پا به پای ماشین می آمد پایین.

چند کیلومتر عقبتر ، حسن با ماشین سوراخ سوراخ منتظرمان بود...

« اللّهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم »



لينک مطلب
 توسط دلسوخته در یکشنبه 21 آبان1391 ساعت 19:8

دیدم از بچه های گردان ما نیست ،

ولی مدام این طرف و آنطرف سرک میکشد و

از وضع خط و بچه ها میپرسد .


آخر سر کفری شدم و با تندی گفتم :

" اصلا تو کی هستی اینقدر سین جیم میکنی؟؟؟ "


خیلی آرام جواب داد :" نوکر شما بسیجی ها ..."



اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


پ.ن : برای اینکه بیشتر با ابعاد شخصیتی شهید بزرگوار آشنا بشید
 
مستند زندگی ایشان رو به نام " آخرین روزهای زمستان "
 
جمعه ها ساعت 20:5 دقیقه و تکرار سه شنبه ها

ساعت 23 شبکه 1 از دست ندید.



لينک مطلب
 توسط دلسوخته در یکشنبه 16 مهر1391 ساعت 13:4

در آن زمان خمسه خمسه ها براي ما معضل بود

و ما نميدانستيم از كجا ميخوريم.

به هر صورت موافقتمان را اعلام و

براي آنها موتور تهيه كرديم و اين ،

لحظه ورود شهيد حسن باقري به جنگ بود.

شهيد باقري با تشكيل واحد اطلاعات عمليات ،

توانست ظرف مدت كوتاهي ، ضمن شناسايي تمامي عوامل اطلاعاتي

، قالب سازماني مشخصي را نيز براي اين مهم تعريف كند.

او با توجه به استعاد سرشار و حضور مستمري كه داشت ،

توانست گزارش هاي بسيار ارزشمندي را تهيه كرده ،

سپس تجزيه و تحليل نمايد.

به طوري كه وقتي در جلسه اي كه ارتش يا سپاه

در حضور بني صدر داشت و قرار شد سپاه گزارش دهد ،

بني صدر با ديدن جواني نحيف و لاغر و كم سن و سال ،

ابتدا ايراد گرفت و گفت :

" اين ديگه كيه كه ميخواد گزارش ارائه بده ؟! "

اما با شنيدن گزارش بسيار جالب حسن باقري متحير مانده بود

و بعد از شنيدن گزارش ،

خطاب به او گفت : " آفرين ، احسنت ."

او بدين ترتيب با اثبات لياقت و شايستگي خود ،

توانست از طريق تهيه يك گزارش ساده ،

مسئوليت فرماندهي اطلاعات عمليات سپاه را

كه در حقيقت تمام توان و قوه ي سپاه بود ، به عهده بگيرد.

 

بر اساس خاطره اي از : احمد پور



لينک مطلب
 توسط دلسوخته در شنبه 11 شهریور1391 ساعت 14:35

اوايل جنگ بود ، در خوزستان ستادي تشكيل داده بوديم

كه از ارتش تبعيت ميكرد و شهيد مجيد بقايي نيز رابط اين ستاد با ارتش بود.

ستاد كه فعال شد ، نيروهاي واحدهاي مختلف سازمان ،

از جمله پشتيباني و اطلاعات وظايفشان را درست انجام نميدادند.

در اين ستاد محسن رضايي و علي شمخاني نيز حضور داشتند.

يك روز در محل ستاد بوديم ، ديدم سه جوان وارد اتاق شدند و

گفتند كه " ما از تهران اومديم تا به شما كمك كنيم."

يكي از آن جوانها حسن باقري بود ، جواني با ريش كم و شلواري كردي ،

دو نفر ديگر هم از بچه های اطلاعات بودند.

آنها گفتند : " يبن شما كساني هستن كه با همكاري عربهاي اهواز ،

اطلاعات رو به دشمن ميدن و دشمن با گراي دقيق ،

با خمسه خمسه اهواز رو ميزنه."


ادامه دارد...



لينک مطلب
 توسط دلسوخته در یکشنبه 18 تیر1391 ساعت 19:40